خبر بسيار غير قابل باور و تاسف بار بود... يك مادر جوان به گفته خودش بدليل فقر ۸ نفر را به قتل رساند هنوز باور اين موضوع براي من و خيلي ها مشكل است اما هرچه در اين پرونده جلوتر مي رويم بيشتر به اين موضوع مي رسيم كه انسانها در شرايط متفاوت مي توانند كارهايي بكنند كه از آدم بودن پشيمان شويم. "مهين" بسيار آرام و مسلط چنان قربانيان خود را به كام مرگ فرستاد كه انگار قاتلي بالفطره است اين پرونده دوباره زنگ خطر را به صدا درآورد كه جامعه دچار يك بهم ريختگي دربسياري از زمينه هاست ابعاد اين پرونده هنوز در مراحل ابتدايي است و بزودي جزئيات هولناك تري از آن منتشر مي شود...


جزئيات تازه از قتل هاي سريالي يک زن در قزوين


اگر از خواب بیدار شدید و دیدید مثلا فلان مقام مسئول استعفا داده یا وزیر خارجه امریکا در تهران با متکی در حال مذاکره است اصلا نباید متعجب شیم چون در وضعیتی قرار داریم که هر چیزی که فکرش را هم نمی کنید امکان دارد اتفاق بیفتد . فضای متشنج سفر های خارجی برخی از شخصیت هاو استعفای سر مربی تیم ملی از جمله خبرهای جالب و عجیب از دید گاه خیلی ها بود که به مورد اول اصلا وارد نمی شویم که در حد مانیست !!!اما اسعفای سرمربی اصولگرا ی فوتبال کمی غیر منتظره بود؛محمد مایلی کهن درنظر خیلی ها چهره چندان جذابی نداشت اما از برنامه نود دو هفته پیش کمی نظرمان در موردش بهتر شد تااین که بیانیه های حاجی اوضاع را بهم ریخت جسارت مایلی کهن جالب بود اتهام و بکار بردن الفاظ جسورانه همه را در بهت فرو برد.اما نکته اساسی این است چرا باید اینقدر شاهد در گیری و برخورد در رفتار شخصیت های ورزشی و سیاسی باشیم اخبار این چند روز را که مرور می کنی یک التهاب نا خواسته را می بینیم.آرامش حلقه گمشده روابط اجتماعی .سیاسی و ورزشی و... امروز ماست .ورزشمان هم مثل بسیاری دیگر از عر صه ها دچار بی ثباتی شده؛ شاید کم کم باید فکری بکنیم تا آرامش دوباره بر بسیاری از عرصه قالب شود به امید آن روز........
بعد از سر در گمی اصلاح طلبان پس از انصراف خاتمی مثل اینکه اصلاح طلبان استان به یک جمع بندی برا ی شرکت در انتخابات رسیده اند .بر اساس آخرین خبر ها ابراهیم عبدالرزاقی رییس ستاد مهندس موسوی استارت فعالیت های انتخاباتی وی را در ا ستان زده و به زودی در جلسه مهمی با حضور سران اصلاح طلبان استان برنامه های ستاد را تبیین خواهد کرد.
اولین جلسه ستاد موسوی در استان هم در تعطیلات نوروز در دبیرستان مفید بر گزار شد .بعد از انصراف خاتمی بسیاری از سیاسیون برای بر عهده گرفتن مسیولیت ستاد موسوی به تهران مراجعه کرده بودندوبرخی از چهره های اصولگرای استان که مسیولیتی هم در دستگاههای اجرایی دارند هم در بین این اسامی دیده میشوند.در این روز ها ستاد کروبی هم فعالیت چشمگیری را آغاز کرده و 24فروردین شیخ اصلاحات در دانشگاه آزاد با مردم استان سخن خواهد گفت.

هنگامي كه داور ژاپني سوت پايان بازي ايران و عربستان را در ميان بهت ميليون ها ايراني به صدا آورد؛ من هم مثل خيلي ها به غرور از دست رفته مان فكر ميكردم كه چگونه قرباني جاه طلبي و بي كفايتي شد.به ياد جمله مهندس صفايي فراهاني افتادم كه پس از انتصاب دايي گفته بود با اين انتخاب بد موقع يكي از اسطوره ها و سر مايه هاي فوتبال مان را سوزانديم ؛ولي درآن زمان گوش شنوايي نبود در روزگاري كه همه چيز طعم سياست گرفته اگر حرف منطقي هم زده شود در آماج بر چسب هاي سياسي و انگ هاي متعدد خفه مي شود .
هنوز كابوس المپيك از ذهن علاقه مندان به ورزش پاك نشده بود كه شاهد ناكامي ديگري هستيم.نمي دانم ما ايراني ها چرا زود همه چيز را فراموش ميكنيم اگرفكر اساسي براي بررسي ورفع علل ناكامي ورزش ايران در المپيك مي شد، شايد امروز شاهد سر خوردگي ميليون ها ايراني در حضور رييس جمهور و يكصد هزار نفر در ورزشگاه آزادي نبوديمِِ. ِراه حل مثل هميشه مسكن تكراري بركناري است واينگونه شاهد فرود اسطوره فوتبال ايران شديم .
روزهاي پاياني سال ۸۷كه براي ورزش كشورمان با نايب قهرماني كشتي آزاددر حضور دكتر احمدي نژاد به پايان رسيد ودر نوروز امسال هم با يك شكست تلخ آغاز شد اميدوارم كه وضغييت ورزش ايران در سال ۸۸ مصداق ضرب المثل" سالي كه نكوست از بهارش پيداست" نشود .
سال ۸۸هم شروع شد و به چشم بهم زدني تموم ميشه بازم تكرار و چر خش زندگي؛ اينقدر گرم كاريم كه گذشت زمانو حس نمي كنيم .عيد امسال هم مثل گذشته خونه ايم از ترس ترافيك جرات رفتن به مسافرت هم نداريم .بچه ها همه از عيدي و پاداش آخر سال و سيب زميني هاي مجاني ميگن.... اما مطبو عاتي مثل من كه خبري از اين چيزا نداره .اخرين روز هاي سال خبر انصراف خاتمي همه چيزاروتحت تاثير قرار دادو كلي ضد حال زد .اميدوارم هر كسي رييس جمهورميشه هواي روز نامه نگار هارو بيشتر داشته باشه و دوباره شاهد بهار مطبوعات باشيم . اباماهم كه عيدنوروز را به زبون فارسي تبريك گفت تا تو دل ايراني ها جا كنه؛ جواب دندان شكني شنيد كه ديگه از اين عوام فريبي ها نكنه. اونجوري كه پيداست امسال سال پر خبريي هرچي كه هست ارزو ميكنم وضعييت مردم از اين بهتر بشه

دومين مصاحبه مطبوعاتي طاهايي استاندار قزوين در نوع خودش جالب توجه بود. قرار بود مصاحبه ساعت 13:30دقيقه شروع بشه كه همكاران محترم بعد از يك ربع تاخير به ترتيب حضور پيدا كردند ما هم به رسم ادب ورعایت پيش كسوتي در صندلي هاي مياني نشستيم .
با شروع مصاحبه استاندار گفت كه سوالات تان را مطرح كنيد كه چند تا از همكاران مسلط و محترم!! گفتند شما يك توضيح مختصربفرماييد و بعد سوالات را مطرح مي كنيم كه توضيح مختصر جناب آقاي استاندار يك ساعت طول كشيد! البته اينم يك نوع مصاحبه است ديگه!! و استاندار زيرك كه انصافا سخنور بسيار مسلطي است، بهترين بهره را از اين پيشنهاد همكاران برد و هر طور كه علاقه مند بود مصاحبه را پيش برد. بعد از پايان صحبت هايش هم گفت: جلسه اي دارم كه بايد به آن برسم، اما يخچاليان خبرنگار تابان سريعا پيش دستي كرد و دو سئوال پرسيد كه استاندار دوباره توضيح جامعي ارائه داد!!
بعدم كه نوبت آقاي زارع دار معلم اخلاق خبرنگاران رسيد كه در زمينه درخواست خبرنگاران براي زمين و تعاوني مسكن صحبت كرد، مهندس طاهايي با روي باز قول حمايت داد و من هم تونستم آخرين سوال را درباره انتصاب معاون سياسي و خالي بودن اين پست بعد از گذشت يكسال، بپرسم .یکی از نکات جالب توجه حضور چشمگير خبرنگاران در اين جلسه بود و چهره هاي آشنا و نا آشناي زيادي را مي ديدم كه از برگزار شدن جلسه به صورت پرسش و پاسخ ، خوشحال بودند!! ولي رکسانا رضايي خبرنگار هفته نامه آوا با اعتراض به روابط عمومي استانداري از وقت كم در بيان سوالاتش گله مند بود و در كل مصاحبه سه سوال مطرح شد كه اين نوع برگزاري مصاحبه هاي مطبوعاتي هم در نوع خودش جالب بود!
اما بطوركلي جو اين جلسه بسياردوستانه و صميمي بود، تازه به خبرنگاران هدیه و كتاب و ناهارهم دادند!!
اما نكته اساسي در اين جلسه برخي صحبت هاي طاهايي بود كه به پاسداشت عملكرد استانداران قبلي خصوصا نكويي زهرايي اولين استاندار ومرحوم امامي پرداخت و بعد كلي از نصري تعريف كرد.
طاهايي دوباره گفت: رسانه مداح نمي خواهم و ادامه داد: از بيان اين جمله به طور مصداقي نشريه خاصي را مد نظر نداشتم كه اين جلسه باعث رفع اتهام از برخي همكاران شد و تاكيد كرد به مديريت اتوبوسي و ميني بوسي معتقد نيستم و ثبات مديريت را يكي از اركان موفقيت در كارها مي دونم. البته اين جمله با بسياري از اتفاقاتي كه در سطوح مديريتي كشور مشاهده مي كنيم در تناقض هست. حالا نمي خواهم وارد جزئيات بشم خودتون بهتراز من مي دونيد!!

توکلاس حقوق مطبوعات نشسته بودم و استاد كامبيز نورزوي مباحث تئوري حقوق و قانون مطبوعات راتدریس می کرد. در این کلاس بیشتر بحث میکنیم و بچه های کلاسم با اشتیاق در اون شرکت میکنند استاد گفت به بهانه اينكه از مطالب عقب هستيم سوال نپرسيد!
نگاه معني داري بهش كردم، نوروزي گفت: مي دونم چي ميخواي بگي اما نگو!
بچه هاي كلاس همگي با هم اعتراض كرديم ، گفتم استاد از شماکه بسیار انتقاد پذیری بعيد !بعدگفتم در اين چند جلسه قانون مطبوعات را براي ما تشريح كرديد و گفتيد مطبوعات طبق اصل 24 قانون اساسي در بيان مطالب آزادند مگر مخل مباني اسلام و حقوق عمومي باشند و طبق اصل 168قانون اساسي هم كه ضمانت اجراي اصل 24 است مي گويد: محاكمه مطبوعات بايد در محاكم عمومي و علني و با حضور هيات منصفه برگزار بشوند.
حال توقيف كارگزاران از سوي هيات نظارت با كدام يك از اصول قانون اساسي يا حقوق مطبوعات مطابقت دارد؟ و آيا با اصل آزادي بيان كه جزو حقوف فطري مردم و جزء عناصر مشكله نظام جمهوري اسلامي است سازگاري دارد؟!
استاد نوروزي مثل هميشه با محافظه كاري و استفاده از واژگان حقوقي كه اجازه هيچ گونه سوء برداشتي رو نمي داد! جواب داد: با هيچ كدام!! و اين يكي از مناقشات حقوقدانان با دولت براي اجراي قانون مطبوعات است. بارها در اين خصوص نقد و مطلب نوشته ام اما مثل اينكه گوش شنوايي نيست.
بهش گفتم پس فلسفه تدريس حقوق مطبوعات با اين وضعيت چيه؟!
نوروزي گفت: تو با اين موضع ات بزرگترين اشتباه رو كردي چرا كه قانون بد بهتر از بي قانونيه!!!
وقتي كه نشريه اي براي فعاليت نداشته باشي و روزنامه مورد علاقه ات هم توقيف بشه، مجبورميشي به وبلاگ نويسي پناه بياوري. البته براي كسانيكه اعتياد نوشتن دارند وبلاگ، مخدر خوبيه اما من که نويسنده نيستم بلكه علاقه مندم روزي بتونم نويسنده و روزنامه نگار بشم!!
اينقدردوستان مطبوعاتي وبلاگ درست كردند كه ديدم اگر نجنبم از قافله عقب مي مونم. عليرضا خدابخش بارها بهم توصيه كرده بود كه دست به كار بشم، اما كارگزاران تمام وقتم رو گرفته بود و ديگر مجالي براي راه اندازي وبلاگ نداشتم. داستان توقيف روزنامه كارگزاران ديگه قديمي شده اما موضوعات قديمي رو هم مي شه از زاوياي ديگري ديد در اين چند سال فعاليت مطبوعاتي هيچ گاه فضای توقيف را به طور كامل حس نكرده بودم البته در هفته نامه مينودر 3 بار توقيف موقت شده بوديم اما توقيف روزنامه كارگزاران، غم عجيبي رو بر من حكمفرما كرد.
ساعت دو بعد از ظهر كه به دفتر روزنامه رسيدم و ويژه نامه استاني رو بردم پيش مهران كرمي سردبير كارگزارن ، مهران گفت: قزوين خيلي فعاله، پشت سر هم داره ويژه نامه درمياره... از آنجا هم رفتم دفتر خبرگزاري موج، كه بچه هاي تحريريه گفتند، مژده بده ،كارگزاران توقيف شد! يك لحظه خشكم زد و بعد همين طور پشت سر هم sms بود كه مي اومد، بچه هاي تحريريه اعتماد و عرفان و حسن و... همه خبر رو با تنظيم هاي مختلف برام ارسال مي كردند!
اومدم خيابون وليعصر تا برم دفتر روزنامه ببينم چه خبر شده و اين ترافيك لعنتي مسير رو به حدي طولاني كرده بود كه انگار هيچ وقت نمي تونستم به خيابون آفريقا برسم كه آخرش هم نرسيدم!
هر چي تلفن بچه هاي تحريريه را مي گرفتم كسي جواب نمي داد، موبايل خوش چهره معاون سردبير رو گرفتم، بالاخره جواب داد و گفت: خبر درسته، متاسفانه توقيف شديم ديگه نيا روزنامه چون بچه هاي ... دارن ميان اينجا رو بهم بريزن، ما هم داريم در مي ريم!!!. رسيدم ميدون ونك، به طور اتفاقي چند تا از بچه هاي تحريريه رو ديدم .يكي شون كه داشت تازه عروس مي شد گفت: واي خدايا چي كار كنم، تازه وام گرفته بودم كه جهيزيه بخرم با اين حقوق كم كه بارها هم عقب مي افتاد خيلي اميد بسته بودم، ولي مثل اينكه همه چيز تموم شد؛ خواستم بهش اميد بدم و گفتم: حالا شايد مشكل حل بشه و...نگاه معنا داري به من كرد و گفت: تو خيلي ساده اي كه فكر مي كني دوباره كارگزاران رفع توقيف بشه!
هادي انواري از بچه هاي سرويس اجتماعي هم نظر آیدا عزتی تاییدکرد. ميدون ونك اونقدر شلوغ بود و آدم از دور ورت رد مي شد كه اگر چند نفر هم اونجا مي ميردند فكر نكنم كسي توجهي مي كرد.دوست داشتم تو جمعيت داد بزنمو بگم چرا براتون مهم نيست، يك روزنامه ديگه هم توقيف شد كه يك بي ام و چند ده ميليوني با موزيك رپش از كنارم رد شد، دختر و پسرا قهقهه سر مي دادند...
حالم داشت بد مي شد،ترافيك و آلودگي هواو غم توقيف و زخم زبونهاي بچه هاي...و فكر هاي ناجور ديگه استرس شديدي رو بهم وارد كرده بود و اونقدر بي قرار بودم كه حال برگشتن به قزوين رو نداشتم تو همین احوال بودم که آقای موسوی زنگ زدو گفت چک چاپ ویژه نامه آخرت صبح اول وقت بیار دفتر بده!! درهمين گيرو دار ياد حرف حسن رجبي همكار مطبوعاتي ام در روزنامه كيهان افتادم كه روزپيش بهم گفته بود همين روزاست كه كارگزاران توقيف بشه! تازه قدرت كيهان نشينان رو درك كردم!! اون شب فكر كردم كه ديگه همه چي تموم شد ولي امروز مي گم تا شقايق هست زندگي بايدكرد. به اميد روزيكه ديگه هيچ روزنامه اي توقيف نشه!!!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|